
Linkdump
Archives
Links
شهرزاد ممتازی – زنگان 8-9-1388
بعد از دیدار با عطیه طاهری همسر سعید متین پور به این فکر افتادم که ما انسان ها غریب دنیایی داریم، دنیایی که اصلاً خودمان نیز گاهی از آن سردرنمی آوریم. یک چیزمی شنویم و چیزی یاد می گیریم اما درعمل چیز دیگری تحویل می دهیم و مهمترین چیزی که دراین میان با آن درگیریم خودباوری است که بویی از آن نبرده ایم، یعنی با تمام وجود خودمان را باورنکرده ایم. هویت تمان را، فرهنگمان را ومهمتر راهمان را ...
این بزرگترین مشکلی هست که گریبانگیرمان شده، فعالان ترک ما با تمام وجود خود را باور نکرده اند. هی به شعار پناه بردن، هی خود را درپشت نقابی قایم کردن و هی فرار کردن ازواقعیتهایی که با آن روبروییم چه دردی از ما چاره خواهد کرد.
البته به نام سعید و با یاد سعید، نوشتن این مطلب کمی برایم دشوار می نمود چون سعید سراسر عمل و سراسر باور است. سعید هدفش را پذیرفته و به آن عشق می ورزد. سعید یک آرمانگراست. گاهی از اینکه هدف او هدف من نیزهست افتخار می کنم اما همین افتخار سنگینی ای را نیز بر دوشم می افکند که باورکنید گاهی سنگینی اش خواب از چشمم می گیرد و مگر بار وطن کشیدن به همین راحتی هاست و مگرعاشق شدن بلا نمی طلبد و هزینه؟
اما سعید تو که نیستی و خیلی ها که گوشه زندانند، جمشید زارعی که انگار دیروز بود از تبریز به من زنگ زد؛ هی می خواست از آن تبریز برای ما کاری دست و پا کند آنوقت من چند ماهی بود بیکار بودم دنبال کارم بود؛ مجید ماکویی با آن انرژی فوق العاده اش که وقتی زنجان می آمد ساعت ها سرگرممان می کرد با تعریف روزهای سختی که در زندان بوده اما آن ها را افتخار می دانست و حال نیزگوشه زندان است و سعید امروز خیلی ها زندانند و فکر این زندانیها آرامش را ازمن گرفته انگار که بیهوده نفس می کشم با اینکه باورکن لحظه ای از یاد تو و آنان و آزربایجان عزیز دور نیستم.
امروز خالی از عاطفه ام ،گاهی به این می اندیشم که محافظه کاری چه معنایی دارد و این جواب ها را به خود می دهم : اینکه محافظه کاری نیز لازم است چرا که نباید همه چیز ما دست دشمن باشد ما برای دور زدن خیلی ازکسان به این عمل نیازمندیم و گاهی می گویم آخر تا کی؛ گاهی محافظه کاری دردی از ما چاره نمی کند و هر چیز جای خودش زیباست. اما امروز با این وضعیتی که آزربایجان دارد و با این وضعی که سعید متین پور و سایر زندانی های آزربایجان، چه جای محافظه کاری است و گاهی به این می اندیشم همانان که دیروزمحافظه کار بودند و عین کلامشان این بود که ما وقتش هستیم و هزینه نیز می دهیم: و اینان نمی دانم کی هزینه خواهند داد ؟همینان هستند که فرداها وقت عمل نیز می گویند اصلاً این کارها سیاست بازی است و سیاست کار کثیفی است و اصلاً سیاست کار ما نیست و خیلی ها با این سیستم بزرگ شده و وارد حرکتی شده اند که سربازانی چون سعید و جمشید و امانلو و لسانی دارد و نمی دانم به قول یکی از دوستان آن کسی که اصلاً حاضر نیست حتی نامش در یک سایت به خاطر هدفش درج شود با کدام ایمان وارد این حرکت شده است؟ و اگر به راهمان ایمان داریم که نیازی به این کارها نیست و گاهی مخلص همان کسانی هستم که شاید از دیدگاه ما راهشان و هدفشان ارزش چندانی نداشته باشد منتها همانان با ایمانی که به راهشان دارند با جدیت تمام فعالیت درهدف خود را پیگیرند و من اطمینان دارم همین انسانها به علت خلوص نیتی که در وجودشان نهفته هر کاری را شروع و یا هر هدفی را برگزینند در آن از صادقان خواهند بود. وقتی هدفمان مقدس است و وقتی ایمان داریم که این راه و هدف در رگ های ما رسوخ کرده و اطمینان داریم در تمام زندگی ما سایه افکنده و حتی زندگی مان در مسیرهدفمان است نیازی به محافظه کاری نیست والبته دقت کنید که این کار نیز زمان و مکان خود را می طلبد و اصلاً با این که خود مخالف محافظه کاری بیش از اندازه ام اما در جای خود آن را نیز زیبا می دانم اما منطقی تربنگیریم امروزٍ آزربایجان و امروزٍ سعید و امروزٍ زراعی ها و امروزٍهزاران جوان آزربایجانی، محافظه کاری می طلبد؟ و حال سعید هم که دیگر نیازی به نوشتن نیست که چقدر وخیم است پس بیندیشیم که چه می توان کرد؟ آیا این همه هزینه کافی نیست که کمی وجدانی تر بیندیشیم؟
به قول پدرم : «او کی کیشیدی همشه کیشیدی». پس ثابت کنیم پشت سعید متین پورها خالی نیست.لاقل در تنهایی خود به این بیندیشیم که وجدانم راحت است آنچه از دستم برمی آمد برای سعید برای وطن و آزربایجان عزیز انجام دادم.
با این که حال سعید زیاد حال تعریفی برای من نگذاشته اما با بیحالی تمام خواستم بگویم درهر حالی و وضعی که باشم یاد سعید و آزربایجان عزیر و تمامی زندانیان آزربایجان و اگر انسانی تر فکر کنم تمامی آزادیخواهان جهان آرامش را از من گرفته است که به هدفمم ازاعماق قلبم ایمان دارم.
با آرزوی آزادی سعید عزیز، جمشید، مجید، و تمامی آزادیخواهان جهان کمی با هدفمان و کمی با خودمان صادق باشیم.
ساوالان سسی : سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده بود جهت گذراندن دوران محکومیت خود٬ بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل گردید.
نزدیکان خانواده متین پور می گویند این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی روز ۲۰ تیر ۸۸ از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شده بود که پس از حضور وی در دادگاه٬ مامورین امنیتی او را بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل کرده اند. این منابع می افزایند متین پور ساعت ۶ عصر روز شنبه طی تماسی تلفنی با خانواده خبر از بازداشت خود در زندان اوین داده است. سعید متین پور چهارم خرداد ۱۳۸۶ در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸ روز بازداشت موقت٬ در هشتم اسفند ۸۷ به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود.این روزنامه نگار آذربایجانی روز ۲۰ خرداد ۸۷ طی جلسه ای غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یكسال حبس و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم گردیده بود. دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز آذر ماه ۸۷ حکم هشت سال زندان این فعال حقوق بشر آذربایجانی را تایید کرد.
به گفته متین پور وی بیشتر مدت زمان بازداشت خود را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تهران و تحت شکنجه شدید جسمی و روحی قرار داشته است.
همچنین خانواده متین پور خبر از ناراحتی های گوارشی و سردرد و کمردرد شدید وی پس از آزادی از زندان اوین می دهند و اعلام می کنند انتقال سعید متین پور به زندان باعث نگرانی خانواده از وضعیت سلامتی جسمی او شده است.آنها می گویند متین پور در روزهای اخیر سرگرم معالجات پزشکی بوده است.
متين پور فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های یارپاق و موج بیداری و وبلاگ نویس و فعالی حقوق بشر آذربایجانی است که به خاطر سفر به ترکیه با این اتهامات روبرو شده است.
صلواتی قاضی شعبه 115، سعید متین پور،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، را به اتهام ارتباط با بیگانگان به 7 سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یکسال و مجموعا به 8 سال حبس تعزیری محکوم کرد.
بر اساس حکم صادره ،صالح کامرانی فعال حقوق بشر و وکیل مدافع زندانیان سیاسی آذربایجان نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است.
دادگاه دو استاد دانشگاه و فعال سیاسی آذربایجان، عبدالله عباسی جوان و دکتر محمد علي حیدری و همچنین جلیل غنی لو،علیرضا متین پور ، یعقوب سالکی نیا، میر قاسم سیدین زاده،بهروز صفری و لیلا حیدری از فعالین سیاسی و فرهنگی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم کرد که این حکم به مدت 5 سال به حالت تعلیق خواهد بود.
سعید متین پور و جلیل غنی لو دو روزنامه نگار آذربایجانی و علیرضا متین پور از فعالین هویت طلب ترک آذربایجانی عصر دیروز چهارشنبه ۸ اسفند ماه به قید وثیقه های بسیار سنگین پانصد٬ هشتاد و صد میلیون تومانی به طور موقت از زندان اوین تهران آزاد شدند.
سعید متین پور و جلیل غنی به ترتیب از ۴ و ۵ خرداد ۱۳۸۶ و علیرضا متین پور برادر سعید متین پور از ششم شهریور ۱۳۸۶ در بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بودند. بنابر گفته های خانواده این فعالین هویت طلب آذربایجانی٬ آنها در طول مدت بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان و بند ۲۰۹ زندان ائوین تهران که در اختیار وزارت اطلاعات می باشد٬ به شدت شکنجه می شدند.
نگهداری طولانی مدت فعالین مدنی٬ روزنامه نگاران٬ مدافعین حقوق بشر و دانشگاهیان آذربایجانی در بازداشت موقت و بدون امکان تماس با وکیل و سپس آزادی با وثیقه های بسیار سنگین در سال ۱۳۸۶ به بالاترین حد خود رسید.
اوائل دیماه امسال نیز٬ صالح کامرانی وکیل دادگستری٬ عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه٬ یعقوب سالکی نیا روزنامه نگار و عضو مؤسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان و میر قاسم سیدین زاده روزنامه نگار آذربایجانی بعد از ماهها بازداشت در بند ۲۰۹ زندان اوین با وثیقه های سنگین صدو پنجاه٬ هشتاد و چهل میلیون تومانی از حبس آزاد شدند.
مجبور نمودن فعالان سیاسی و مدنی به پرداخت وثیقه های سنگین و به تعویق انداختن محاکمه آنها که در بعضی اوقات تا چند سال نیز طول می کشد٬ راهکاری است که همواره از سوی حکومت ایران و با هدف ساکت کردن و به انزوا کشیدن فعالان استفاده شده است. فعالانی که اغلب حتی شغل مناسبی برای امرار معاش ندارند.
هم اکنون دست کم هزارو پانصد فعال آذربایجانی که تاریخ دستگیری بعضی از آنها به ۵ سال پیش (۲۱ آذر ۱۳۸۱) نیز می رسد٬ در انتظار محاکمه در دادگاهها هستند٬ و وثیقه هایشان هنوز آزاد نشده است. اکثر این افراد در تجمعات و تظاهراتهای اعتراض آمیز از قبیل مراسمهای سالانه قلعه بابک در سالهای ۱۳۸۲- ۱۳۸۳- ۱۳۸۴- ۱۳۸۵ ٬ اعتراضات گستره اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ ٬ تظاهرات مهرماه ۱۳۸۵ (اعتراضها به مناسبت بازگشایی مدارس)٬ مراسمهای بزرگداشت ۲۱ آذر و اعتراضهای روز جهانی زبان مادری (دوم اسفند) دستگیر شده و بعد از تحمل بازداشت موقت در بازداشتگاههای مخفی و آشکار وزارت اطلاعات٬ به قید وثیقه آزاد شده اند.
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ ضمن تبریک آزادی این سه فعال هویت طلب آذربایجانی به تمامی فعالان مدنی و طرفداران دموکراسی٬ از گروهها وجمعیتهای مدافع حقوق بشر٬ احزاب سیاسی٬ رسانه های جمعی و دولتهای مترقی می خواهد که در خصوص وثیقه های سنگینی که با هدف ساکت کردن منتقدین حکومت صادر می شوند٬ دولت جمهوری اسلامی ایران را مورد سؤال قرار دهند.
دست های مرد ویران شد روی سرش. آب دهان اش خشکید و خشکی دهان اش را با وحشت خبر قورت داد. تن اش را به لرز زانوان اش سپرد تا فرو ریزد در آوار خبر. صورت آرام اش را در هزار توهای مغزش مرور کرد. از روز تولداش تا همین هجوم خبر. همه را در چند ثانیه گذراند. اولین گریه اش را نفهمید کی گره زد به صورت خیس اش. به زن چه می گفت؟
بیا ... بیا جانکم بیا ... این گور سیمانی را لالایی بخوان که دلبندت آنجاست. زمهریر گورها را که لرزاندی با شیون ات. چه فرقی می کند حالا برای تو مادر سرزمین برف ها و گرسنگی ها که کشته باشد یا کشته باشند وقتی که پسر در گور است چه فرق می کند که دادرسی، که عدالتی باشد یا نباشد.
....
زن اتاق را رج می زد به قدم های تنهایش. داشت فکر می کرد اگر همین کلاس و دخترکان جنوب شهر با دست های یخ زده از سوز این شهر نبودند تا سر کلاس اش چشم بدوزند به دهان او چگونه می گذراند این روزهای تهی از خنده های مرد را. داشت به سرمای 209 فکر می کرد وقتی که بخاری را خاموش کرد. سرفه های پیرمرد همسایه یاد ریه های برادر سعید انداخت اش که حالا در آن سرما به چرک نشسته. سرمای دست اش را به صورت اش چسباند و تنش لرزید ... سعید متین پور هنوز در زندان است.
...
پیرمرد روزی گفته بود که پسرش دست کسانی است که جنس شان را می شناسد. گفت پسرش دست نااهل نیست. لابد به برادرش فکر می کرد که در همین جا معاون رئیس جمهورهای اهل شده بود. اما سعید ماند و تا دو ماه نتوانست به پدر بگوید دربند نااهلان چه می کنند با او.
...
سوز زندان ها امسال استخوان ترکاند. ترق ترق ترق ... کتف اش شکست. می گویند هنر دستبند قپانی است این. دست پیمان بود؟ سرفه سرفه سرفه ... مال کدامتان است این خلط خونی؟ لرزه لرزه لرزه ... این تفس ها هم گرم نمی کندتان ... حالا بخوان. این سرود مضحکه شده را " ای ایران ای مرز پرگهر" .
...
سرما سرما سرمای امسال بیداد می کند. کسی چه می داند. می گویند تلوزیون ها ممکن است از سوز امسال بترکند. می گویند وقتی اولین کلمه از اولین اعتراف پخش می شود، سرمای 209 تلوزیون را می ترکاند. تا اطلاع ثانوی از تلوزیون های خود فاصله بگیرید
سعید متین پور در تاریخ 25 می سال 2007 میلادی در شهر زنجان دستگیر شده و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. مامورین ایرانی ایشان را تحت شکنجه وادار کرده ند تا به اقرار ویدویی تن دهد. در تاریخ 28 آگوست همین سال، برادر ایشان ، علیرضا متین پور نیز توسط وزازت اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید و تحت شکنجه قرار گرفت. تاکنون هیج نوع جرمی رسما بر علیه این دو برادر اعلام نشده و آنها رسما محکومیتی نداشته اند.
خانم عطیه طاهری، همسر سعید متین پور بعد از دیدار ایشان در تاریخ 17 دسامبر ، وضعیت سلامتی سعید را بسیار وخیم گزارش کرده و اعلام نمود که سعید به شدت وزن کم کرده و دچار ریزش مو شده است. قرار وثیقه تعیین شده برای ایشان حدود 540 هزار دلار آمریکاست که خانواده ایشان قادر به تامین این مبلغ برای ازادی ایشان نمیباشد.
سازمان عفو بین الملل اعتقاد دارد که سعید و علیرضا زندانین وجدان میباشند که به خاطر فعالیتهای صلح آمیز خود به نمایندگی از مردم آذربایجان دستگیر و شکنجه شده اند.
اطلاعات تکمیلی :
آذربایجانیها ؛ در ایران بزگترین اقلیت قومی باشند آنها عمدتا شیعه بوده و در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و دست کم 25 الی 30 در صد از جمعیت ایران را شامل می شوند تقاضا برای احقاق حقوق اولیه از جمله حقوق فرهنگی و زبانی و حق تحصیل بزبان مادری در مدارس از سوی آذربایجانیها در حال کسترش می باشد تعدادی از آذربایجانیها طرفدار جدایی از ایران و اتخاد با جمهوری آدربایجان هستند و حکومت ایران در خواست احقاق حقوق آذربایجانیها را با اتهاماتی نظیر " اشاعه و ترویج پان ترکیسم " روبرو می سازد.
در ماه می سال 2006 تظاهرات وسیعی در اکثر شهرهای مناطق مناطق شمال و شمالغرب ایران در اعتراض به درج کاریکاتور اهانت آمیز نسبت به آذربایجانیها در روز نامه دولتی ایران برگزار شد و در جریان این تظاهرات صدها نفر بازداشت شدند موج دیگری از بازداشتها در آستانه بازگشایی مدارس در سپتامبر 2006 و هم چنین روز 21 فوریه سال 2007 و در روز حهانی زبان مادری و سالگرد تظاهرات ماه مه 2006 اتفاق افتاد.اخیر مقامات بطور فزاینده درباره جوامع اقلیت های ایران که بیشترشان در مناطق مرزی قرار دارند مظنون شده اند و نیرو های خارجی مثل آمریکا و انگلیس را متهم می کنند به شکل گیری آشوب ها در میان آنها.
اقداماتی که توصیه می شود:
لطفا درخواست های خود را هرجه سریعتر به فارسی، عربی، انگلیسی و یا زبان مورد تکلم خود ارسال نمائید
-در خواست از مسئولین حکومت ایران برای آزادی فوری و بدون قید و شرطسعید متین پور و علیرضا متین پور چرا که اینها زندانی عقیدتی هستند و بخاطر انجام فعالیتهای صلح آمیز به نفع جامعه آذربایحانی در ایران دستگیر شده اند.
از مسئولین بخواهید که سعید متین پور و علیرضا متین پور بلافاصله و بطور منظم با خانواده های خود ملاقات و به یک وکیل به انتخاب خودشان دسترسی داشته باشند و دسترسی به هر نوع معالعجه پزشکی
از مسئولین بخواهید که اصرار بر تحقيق در مورد گزارشاتي مبني بر اينکه سعید متین پور و علیرضا متین پور شکنجه شده اند و معرفي مسئولين آن به عدالت.
-ياداوري به مقامات که استفاده از اعترافاتي که زير شکنجه بدست آمده است بموجب ماده 38 قانون اساسي ايران ممنوع ميباشد.
مراجعه به :
رییس قوه قضاییه:
آیت اله هاشمی شاهرودی
میدان 15 خرداد ؛ ساختمان قوه قضاییه
ایمیل :info@dadgostary-tehran.ir
در محل موضوع بنویسد : آیت اله شاهردوی
سلام : جناب آقای
وزیر اطلاعات
غلامحسین محسنی اژه ای
ایران، تهران، وزارت اطلاعات، خیابان نگارستان دوم، خیابان پاسداران
ایمیل: iranprobe@iranprobe.com
رونوشت به رهبر :
رهبر جمهوری اسلامی
آیت الله سید علی خامنه ای، دفتر رهبری
خیابان جمهوری اسلامی ، خیابان شهید کشور دولت ، تهران ، ایران
ایمیل: info@leader.ir
نام خود را در بالا و پیام تان را در زیر آن بگذارید
وبرای ارسال کلید خاکستری را کیلک کنید
و برای نمایندگی جمهوری اسلامی در کشورهای محل زندگی تان .
لطفا چنانچه درخواست های خود را بعد از ۷مارس ۲۰۰۸ارسال می کنید، با دبیرخانه سازمان عفو بین الملل یا شعبه عفو بین الملل در کشورتان تماس بگیرید.
این مطلب را علی عزیزی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت پس از آزادی از زندان عنوان کرده است.
علی عزیزی که در حال حاضر نایب دبیر دفتر تحکیم وحدت می باشد 13 آبان ماه با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدریش بازداشت و روانه بند 209 زندان اوین شد
وی که پس از تحمل 63 روز به تازگی از زندان رهایی یافته است چند روز آخربازداشت خود را در یکی از سلولهای چند نفره بند 209 اوین همراه با سعید متین پور به سر برده است.بنا به گفته ایشان سعید پس از تحمل 205 روز زندان انفرادی توام با شکنجه های روحی و جسمی شدید از روحیه بسیار بالایی برخوردار بوده است و همواره به هم بندان خود روحیه و امیدواری می داده است.
بر اساس خبر رسیده به وبلاگ حق خانواده زندانیان سیاسی آذربایجان "سعید متین پور"،"جلیل غنی لو"،"علیرضا متین پور"،"بهروز صفری"و "لیلا حیدری"روز دوشنبه دهم دی ماه 1386 در زندان اوین با آنها ملاقات کردند.
بر اساس اظهارات این خانواده ها به غیر از خانم لیلا حیدری، دیگر زندانیان پس از ماهها به سلولهای چند نفره زندان اوین منتقل شده اند.
همچنین به گفته خانواده این زندانیان، طی مدت بازداشت آنها به طور مداوم تحت شکنجه های جسمی و روحی شدید قرار گرفته اند بطوریکه در اثر این شکنجه ها آنها بارها بیهوش شده و به بیمارستان منتقل شده اند.
سعید متین پور که از 4 خرداد در بازداشت به سر می برد به مدت 45 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر زنجان در مکانی تاریک و غیر بهداشتی به طور مداوم شکنجه شده است.وی در مجموع 205 روز در سلول انفرادی نگهداری شده است. سعید به همسرش گفته است که از شهریورماه برای او قرار وثیقه صادر شده است ولی ماموران به وی اجازه نداده اند این مطلب را به خانواده اش اعلام نماید.
همچنین بهروز صفری نیز که از اواسط خرداد در بازداشت به سر می برد در بازداشتگاه ادراه اطلاعات و بند 209 اوین تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. مامواران چندین بار وی و همسرش لیلا حیدری را در حضور هم شکنجه کرده اند.
لازم به ذکر است که در دو هفته گذشته آقایان عبدالله عباسی ، ایلقار مرندلی ، صالح کامرانی ، میر قاسم سیدین زاده و محمد نصرتی با تودیع وثیقه های سنگین از زندان آزاد شده اند.
برای سعيد متينپور و دوستانش
چه فراموشی سنگینی
آه ....
در سر من چیزی نیست بجز چرخش ذرات غلیظ سرخ
و نگاهم
مثل یک حرف دروغ
شرمگینست و فرو افتاده
وقتی قلم را بدست میگیرم تا درباره سعید و دوستانش چیزی بنویسم، قلم را یارای نوشتن نمییابم گویی قلم نیز توان بازگویی آنچه را که در این سرزمین بر سر فرزندانش میرود، ندارد. فرزندانی که چیزی جز سربلندی و سرفرازی این دیار و ساکنانش را خواستار نیستند و در مقابل حاکمانی که چشم را بر تمامی مبانی حقوق بشر و معیارهای انسانی و اسلامی بستهاند و با این دلبستگان به این سرزمین آن روا میدارند که سزاوار هیچ انسانی نیست و با آنان، آن میکنند که قلم از نوشتنش شرم دارد و برگهای کاغذ از تحمل سنگینی بار این کلمات ناتوانند.
چهارم دی ماه درست 215 روز از بازداشت سعید متینپور میگذرد، و او 205 روز از این روزها را در تنهایی و در کنج زندان انفرادی گذرانده است. محروم از تمامی حقوق انسانی تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و قانون اساسی ایران، بدون دسترسی به وکیل و بدون اجازه ملاقات و یا صحبت کردن با خانواده. مگر یکی، دو بار و آن هم بسیار محدود و کنترل شده. و آخرین باری نیز که خانوادهٔ او پس از قریب7 ماه موفق به ملاقاتاش شدهاند او را رنجور و خسته از بیعدالتیها و ستمهای جسمی و روحی روا شده یافتهاند ولی استوارتر و محکمتر از گذشته.
و حال یادآوری این وقایع حسی حاکی از شرمندگی و شرمساری در وجود من برمیانگیزد. شرمساری از اینکه چه زود و چه آسان سعید و دوستان در بندش را به بوتهٔ فراموشی سپردهایم و به وضعیت او و دیگر فعالین قومی بازداشتی شهرمان بیتفاوت شدهایم. دریغ از تلاش و کوششی درخور برای انعکاس وضعیت آنان، و اقدامی برای رهائیشان، جز صدور یکی، دو بیانیهٔ ساده، آنهم در همان ماههای نخست بازداشت آنها و شاید تنها برای رفع تکلیف. هر چند شاید اینگونه فعالیتها، مفید فایده هم نباشد، ولی حداقل میتواند قوت قلبی باشد برای او و دیگر بازداشتیها تا تحمل سختی روزهای تنهایی زندان کمی برایشان آسان گردد.
این شرمساری در وهلهٔ نخست متوجه من و سایر دوستان و همشهریان سعید است و سپس متوجه تمامی آنانی که حقوق بشر را سرلوحه فعالیتهای خود قرار دادهاند. فعالینی که در مواجهه با نقض حقوق بشر در مواردی برخوردهای دوگانه با آنانی که حقوق اساسیشان نقض شده است دارند. چندی پیش آقای گنجی در مقالهای به مظلومیت دانشجویان اشاره کرده بودند. به اینکه آنان بدون حمایت و پشتیبانیای که سزاوار آنند رها شدهاند و فراموش گشتهاند، و کسی آنچنان که باید حمایتشان نمیکند و قدرشان نمینهد. ولی باید گفت که باز خوش به حال آنان، چرا که حداقل هستند کسانی که هر روز به خاطرشان بنویسند و مراسم برگزار کنند. به دیدار بزرگان و شیوخ روند، و بیانیه صادر کنند. ولی هستند افراد و گروههایی که فراموش شدهاند. گویی اصلا وجود ندارند و یا حضورشان آنقدر کمرنگ است که در این فضای غبارآلود و در پس این ابرهای تیره که آسمان این سرزمین را پوشاندهاند به دیده نمیآیند. کسانی همانند سعید و علیرضا متینپور، جلیل غنیلو، بهروز صفری و لیلا حیدری. نه اعتراضی، نه بیانیهای و نه دیداری با بزرگی، گویی فعال قومی بودن خود جرمی نابخشودنی است که حتی آنان که خود مورد ستماند، از ترس تردامنی از ورود به این حیطه و دفاع از این فعالین دریغ میکنند. شهرستانی هم که باشی وضعیت صد البته بدتر میشود. چرا که گویی همه چیز در پایتخت و پایتخت نشینان است که خلاصه میشود.
هیچوقت آن روزی را فراموش نمیکنم که پیگیر صدور بیانیهای در محکومیت بازداشت سعید متینپور و جلیل غنیلو بودیم و در این میان عدهای را دغدغه این بود که آنان را فعال قومی ننامند و اصلاحطلبشان بخوانند. چرا که ممکن بود به دلیل حمایت از فعالین قومی ناچار به پرداخت هزینهای اندک گردند، ولی اصلاحطلب خواندنشان شاید سودی را نیز نصیبشان میکرد. ولی اکنون از اصلاحطلب نامیدن آنان نیز اِبا دارند و ایشان را از خود نمیدانند. چرا که نزدیک انتخابات است و صندلیهای قرمز رنگ مجلس انتظارشان را میکشد تا بر آنها تکیه زده و از حقوق بشر و شهروندی داد سخن سر دهند.
مرا نه دغدغهٔ مسائل قومی است و نه اساسا آن را اولویت اصلی ایران امروز میدانم. ولی چون حداقل تعدادی از این فعالین را از نزدیک میشناسم، میدانم که بسیاری از آنها نه تجزیهطلبند و نه شوونیسم، بلکه آنان نیز همان دغدغههای تمامی فعالین ایرانی را دارند تنها با اندکی تفاوت، و آن نیست جز اینکه سرزمین ایران، مأمنی باشد برای تمامی ایرانیان با هر عقیده و دیدگاه و هر آئین ومذهب، سرزمینی برای زیستن انسانی تمامی ساکنانش در کنار هم، در آرامش و به دور از این تنگنظریها و اجحافها.
وقتی میشنوم که این فعالین در وضعیتی نامناسب و تحت انواع و اقسام فشارهای جسمی و روحی قرار دارند و بنا به برخی اخبار غیررسمی حتّی به طور مستمر متحمل شکنجههای جسمی میگردند، نمیتوانم این احساس شرمساری را از خود دور کنم و در حالی که به بندهایی از اعلامیه جهانی حقوق بشر که میگوید :
- هر کس میتواند بیهیچگونه تمایزی، به ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیدهی سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگر، از تمام حقوق و آزادیهای ذکر شده در این اعلامیه بهرهمند گردد.
- هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.
- هیچکس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه، ضدانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.
مینگرم، به این میاندیشم که چگونه وقتی سعید از بند رها شد، در چشمانش خواهم نگریست و آزادیش را تبریک خواهم گفت. آزادیای که من و دیگران نقشی چندان در به ثمر نشستنش نداشتهایم.
و شرمندگیام دوچندان میشود زمانی که با تنی چند از دوستان به دیدن خانوادههای سعید متینپور و جلیل غنیلو میرویم تا شاید اندکی باعث تسلی خاطرشان گردیم ولی وقتی به اطراف نگاه میکنم از همشهریانم جز عدهای قلیل را نمیبینم. و وقتی گلایههای خانوادهها را از فعالین شهرمان میشنوم، خانوادههای نجیب و صبوری که به یک احوالپرسی سادهٔ تلفنی نیز قانع و خشنودند. به این میاندیشم که مگر میشود به حقوق بشر معتقد بود و داعیه دفاع از آن را داشت، ولی آن را مشروط و مقید به فکر، عقیده و مرام افراد کرد. چرا که اگر چنین باشد چنان مدعایی، گزافهای بیش نخواهد بود.
در دیدگان آینهها گوئی
حرکات و رنگها و تصاویر
وارونه منعکس میگشت
و بر فراز سر دلقکان پست
یک هاله مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی میسوخت
مردابهای الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بیتحرک روشنفکران را
به ژرفنای خویش کشیدند
و موشهای موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجههای کهنه جویدند
کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ) در گزارش مفصل خود از ۱۲۷ روزنامه نگار زندانی در سراسر جهان که در دسامبر ۲۰۰۷ منتشر کرده٬ از ۱۲ روزنامه نگار زندانی در ایران به نامهای٬ محمد حسن فلاحی زاده٬ عدنان حسن پور٬ احمد قصابان٬ مجید توکلی٬ احسان منصوری٬ سعید متین پور٬ جلیل غنی لو٬ محمد صدیق کبودوند٬ اجلال قوامی٬ آکو کوردنسب٬ مریم حسین خواه و رضا ولیزاده اسم برده است.
کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ) یک سازمان مستقل و غیر انتفاعی است که برای دفاع از آزادی مطبوعات در سراسر جهان فعالیت می کند و مقر آن در نیویورک است.
http://www.cpj.org/Briefings/2007/imprisoned_07/imprisoned_list_07.html#iran
گزارش کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ)
از سعید متین پور و جلیل غنی لو روزنامه نگاران آذربایجانی
سعید متین پور٬ یارپاق
حبس در ۲۵ مه ۲۰۰۷ (۴ خرداد ۱۳۸۶)
به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ نیروهای حاکمیت متین پور ۳۲ ساله و نویسنده هفته نامه تورکی زبان یارپاق و همسرش عطیه طاهری را در شهر شمال غربی زنجان دستگیر کردند. آنها بعد از دستگیری همسر او را به خانه برده٬ آنجا را گشتند و سپس متین پور را به بازداشتگاه منتقل کردند. آنها کامپیوتر شخصی متین پور و کتابها و دیگر اشیا شخصی آنها را ضبط کردند. آنها خط تلفن را قطع کرده و به [عطیه] طاهری گفته بودند نباید به کسی خبر بدهد.
اتهامات متین پور اعلام نشده است. اوائل ماه اکتبر به وکیل محمود [محمد رضا] فقیهی اجازه ملاقات ندادند. متین پور با روزنامه مردم نو و نشریه های محلی دیگر همکاری داشته و به طور مداوم سیستم اجتماعی و سیاسی ایران و تحت فشار بودن فعالان آذربایجانی از طرف رژیم را انتقاد کرده است. او در آخرین مقاله خود که قبل از دستگیری نوشته از پلیس ایران که مأموریت های وزارت اطلاعات و امنیت را انجام می دهد انتقاد کرده است. روزنامه نگاران محلی که با CPJ [کمیته حمایت از روزنامه نگاران] گفتگو کرده اند٬ مقاله های او را دلیل بازداشت او دانسته اند.
به گزارش آسمک٬ متین پور به چند بازداشتگاه از جمله زندان اوین تهران فرستاده شده است. همچنین آسمک گزارش داده است که [عطیه] طاهری چند مکالمه بسیار کوتاه تلفنی با او داشته و مادرش یک بار با او ملاقات کرده است.
متین پور قبلا به همراه دیگر روزنامه نگاران آذربایجانی٬ در اعتراضات تاریخ ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری در زنجان نیز بازداشت شده بود. آنها به محدودیتهای اعمل شده از طرف حکومت که خواندن و نوشتن به زبان [تورکی] آذربایجانی را ممنوع کرده است٬ اعتراض کرده بودند. به گزارش آسمک٬ متین پور در آن زمان بعد از تحمل ۱۰ روز حبس در انفرادی آزاد شده بود.
جلیل غنی لو٬ روزنامه نگار آزاد
حبس در ۲۷ ژوئن ۲۰۰۷
توکل غنی لو به CPJ [کمیته حمایت از روزنامه نگاران] گفته است که مأمورین امنیتی برادر ۳۰ ساله اش را روز ۲۷ ژوئن در شهر زنجان مرکز ایالت شمال غربی زنجان دستگیر کرده اند. همچنین توکل غنی لو گفته است که آنها برادرش را حدود چهار ماه در بازداشتگاه اطلاعات و امنیت زنجان حبس کرده و از ۲۱ اکتبر به بازداشتگاه دیگری منتقل کردند. (به گزارش آسمک٬ جلیل غنی لو در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۸۶ - ۲۶ مه ۲۰۰۷ دستگیر شده است - مترجم)
هنگام تهیه این لیست توسط CPJ در اول دسامبر غنی لو هنوز محاکمه نشده و اتهامات او اعلام نشده بود. توکل غنی لو به CPJ گفته است که٬ دلیل دستگیری برادرش نوشتن مقاله در باره نقض حقوق مدنی و انسانی آذربایجانیها در ایران بوده است.
نیروهای حاکمیت غنی لو را در اوایل سال [میلادی] نیز دستگیر کرده بودند. او در تاریخ ۲۱ فوریه ۲۰۰۷ روز جهانی زبان مادری هنگام شرکت در اعتراضاتی که از سوی روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی آذربایجانی در زنجان برگزار شد٬ دستگیر شده بود. آنها به محدودیتهای اعمال شده از طرف حکومت که خواندن و نوشتن به زبان مادری را ممنوع کرده است٬ اعتراض کرده بودند. او پس از ۲۶ روز حبس در انفرادی با قرار وثیقه آزاد شده بود. به گفته توکل غنی لو٬ ادوارنیوز نشر اتحادیه دانش آموختگان و دانشجویان رفورمیست٬ شکنجه روحی و جسمی برادرش را در این مدت گزارش کرده است. همچنین توکل غنی به CPJ گفت که این پرونده در حالی که به پایان سال [میلادی] نزدیک می شویم همچنان معلق مانده است.
به گفته علیرضا جوانبخت سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ غنی لو به صورت روزنامه نگار آزاد در نشریات مختلف محلی از جمله روزنامه مردم نو٬ هفته نامه فردای روشن٬ هفته نامه توقیف شده امید زنجان٬ و مجله ماهانه پیک آذربایجان نوشته است.
به گفته خانواده این زندانیان، وضعیت جسمانی آنها چندان رضایت بخش نبوده است و آنها به شدت کاهش وزن داده اند.
بنا به گفته عطیه طاهری این برای اولین بار است که وی پس از 7 ماه با سعید ملاقات کرده است.و به گفته ایشان سعید به شدت کاهش وزن داده و موهای سر وی نیز دچار ریزش شده است.
همچنین به گفته خانم طاهری پس از 7 ماه زندان انفرادی از دیروز سعید به بند عمومی منتقل شده است.
روز جمعه 23 آذرماه 1386 جمع کثیری از فعالین حرکت ملی آذربایجان،نماینگان سازمان مجاهدین اسلامی شاخه زنجان،اعضای ادوار تحکیم وحدت شعبه زنجان،اعضای انجمن اسلامی و جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان با خانواده های سعید متین پور و جلیل غنی لو _زندانیان سیاسی آذربایجان_دیدار و گفتگو کردند.
در این دیدار که در یک فضای بسیار صمیمی برگزار شد ابتدا رضا عباسی ضمن خوش آمد گویی به حاضران لزوم چنین ملاقاتها با خانواده زندانیان سیاسی را یادآورشد.وی گفت:"در شرایط حاضر وظیفه تک تک ماست که همراهی و همدلی خود را با خانواده دوستان دربند خود داشته باشیم و این می تواند موجبات دلگرمی و امیدواری این خانواده ها را در پی داشته باشد." رضا عباسی اظهار امیدواری کرد که فعالین سیاسی و حقوق بشر بیش از این با خانواده های زندانیان سیاسی در ارتباط باشند و چنین اقداماتی در قبال خانواده سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیز صورت گیرد.
سپس عطیه طاهری همسر سعید متین پور با انتقاد از عملکرد گروهها و جریانات سیاسی اصلاح طلب در رابطه با جنبش های اجتماعی همچون جنبش هویت طلبی در آذربایجان(حرکت ملی آذربایجان) گفت:"احزاب و گروههای سیاسی که خود را اصلاح طلب می نامند ماهیت خود را نشان داده اند ودیگر هیچ اعتمادی به آنها نمی توان کرد."طاهری افزود: چریانات سیاسی که خود را مدافع حقوق شهروندی نیز می نامند چگونه است که در برابر ظلم هایی که در حق زندانیان تورک می شود چنین سکوت پیشه کرده اند.و این رفتار دوگانه آنها نشانگر عدم اعتقاد آنها به شعارهایشان است.خانم طاهری اضافه نمود:سکوت هر کسی که خود را مدافع حقوق بشر و حقوق شهروندی میداند خیانت به تمامی ارزشهای انسانی است و مطمئنا چنین افرادی جایی در بین ملت نخواهند داشت.
عطیه طاهری در ادامه به افراد و جریانات سیاسی که توان دفاع از حقوق مردم را ندارند توصیه کرد که مردم را به حال خود رها کنند چرا که در این صورت مردم بهتر خواهند دانست که ار حقوق خود چگونه دفاع نمایند.
خانم طاهری که سخنانش با تشویق های پی در پی حاضران تایید میشد در ادامه با خواندن نوشته هایی که در روزهای تنهایی برای سعید نوشته است احساسات حاضران را برانگیخت.متن زیر قسمتی از نوشته اوست:
یاغیش هاوانین شاخداسین آلیب یئری آق رنگ ایله بویویاندا ساعات اون اولمامیشدی.
بو ایل قار چوخ گئج گلدی.آما چوخ گوزل گلدی...
هئچ بیلمه دیم اوره گیم نه زامان چیرپینتییا دوشدو.سعید زینداندا اولماسایدی پنجره دالیندان قارین یاغماسینا گوز تیکمیش دی.یوخسا ائشیکده قار آلتیندا قدم وورماغا چیخمش دی...
آخشاما کیمی کیلاسلاردا نه گئچدی بیلمه دیم...
در ادامه دکتر ندیم به نمایندگی از فعالان شهر میانه به ایراد سخنرانی پرداخت.وی با ذکر این نکته که حضور جمع کثیری از فعالان سیاسی در فضای کنونی نشان از حساسیت آنها نسبت به وضعیت زندانیان دارد خطاب به خانواده های سعید و جلیل گفت:"شما خود را نباید تنها بدانید.چرا که امروز بسیاری همواره به یاد دوستان دربندمان و شما خانواده های عزیز هستند ودر راه آزادی زندانیان سیاسی آذربایجان مطمئنا کسی کوتاهی نخواهد نمود."
نماینده ادوار تحکیم وحدت شعبه زنجان نیز سخنران بعدی بود که وی نیز احزاب و گروههای مرکز را مورد نکوهش قرار داد و با بیان اینکه در پرونده مربوط به سعید متین پور و جلیل غنیلو از جانب اکثر فعالان و گروههای سیاسی اقدامی صورت نگرفته است گفت:"این پرونده هم برای حکومت و هم برای گروههای سیاسی مایه شرمندگی است."
نماینده ادوار تحکیم آقای مدادی افزود:حکومت با نگهداری غیر قانونی و شکنجه این دو زندانی ماهیت استبدادی خود را به خوبی نمایان ساخت.
سپس نماینده دفتر انجمن اسلامی دانشگاه زنجان طی سخنان کوتاهی و با اشاره به اینکه کسی نباید به خاطر ابراز عقیده زندانی گردد خواستار پایان دادن به بازداشت غیر قانونی زندانیان سیاسی آذربایجان شد.
نماینده جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان نیز با ذکر این مسئله که چنین دیدارهایی باید پیش از این صورت می گرفت خواستار تلاش مضاعف فعالین حرکت ملی جهت آزادی زندانیان سیاسی آذربایجان گردید و گفت:"این تنها خود ماییم که باید برای دوستانمان کاری انجام دهیم."
در ادامه این دیدار در منزل جلیل غنی لو ؛پدر جلیل ضمن تشکر و قدرانی از دوستان و همفکران سعید که در مدت بازداشت غیر قانونی وی آنها را تنها نگذاشته اند به این نکته اشاره نمود که فرزندش تنها به خاطر دفاع از زبان مادری در بازداشت است و مرتکب هیچ جرمی نشده است.وی با اشاره به اینکه این حق جلیل است که از هویت خود دفاع نماید آزادی سریع فرزندش را خواستار شد.
در پایان نیز توکل غنی لو برادر جلیل طی سخنان مبسوطی به تشریح وضعیت موجود جامعه پرداخت و با اعلام نارضایتی از شیوه در پیش گرفته شده توسط دولت در مواجه با جنبش هویت طلبانه تورکها گفت:"متاسفانه دستگیری های غیر قانونی در کشور ما به یک سنت تبدیل شده است و هر کسی که حق خود را می خواهد به زندان محکوم است."
غنی لو با انتقاد شدید از برخی از فعالین سیاسی و افراد مطرح در اپوزیسیون داخلی گفت:"وقتی که برخی از افرادی که اتفاقا خود را به نوعی منتقد دولت و طرفدار حقوق مردم میدانند نسخه سرکوب حرکت ملی آذربایجان را تجویز می نمایند و به طور غیر مستقیم به دستگاه امنیتی برای سرکوب این حرکت خط می دهند دیگر از وزارت اطلاعات چه انتظاری می توان داشت؟"
دیدار از خانواده های سعید متین پور و جلیل غنی لو که برای اولین بار در چنین سطحی در شهر زنجان صورت می گرفت با تاکید بر این نکته که فعالیت تمامی فعالین سیاسی و حقوق بشر برای آزادی زندانیان سیاسی پس از این باید فزونی یابد در شامگاه روز جمعه به پایان رسید.
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی
بعد از ظهر امروز جمعه 23 آذر 1386 جمع کثیری از فعالین حرکت ملی آذربایجان و نمایندگان سازمان ادوار تحکیم،حزب مشارکت وسازمان مجاهدین با خانواده های سعید متین پور و جلیل غنی لو در شهر زنجان دیدار کردند.در این دیدار که در فضایی صمیمی برگزار شد عطیه طاهری،توکل غنی لو وهمچنین پدر جلیل و تعدادی دیگر از حاضران به ایراد سخنرانی پرداختند.
مشروح گزارش این دیدار متعاقبا منتشر خواهد گردید.
متن زیر قسمتهایی از نوشته عطیه طاهری همسرسعید است که احساسات حاضران را برانگیخت:
یاغیش هاوانین شاخداسین آلیب یئری آق رنگ ایله بویویاندا ساعات اون اولمامیشدی.
بو ایل قار چوخ گئج گلدی.آما چوخ گوزل گلدی...
هئچ بیلمه دیم اوره گیم نه زامان چیرپینتییا دوشدو.سعید زینداندا اولماسایدی پنجره دالیندان قارین یاغماسینا گوز تیکمیش دی.یوخسا ائشیکده قار آلتیندا قدم وورماغا چیخمش دی...
آخشاما کیمی کیلاسلاردا نه گئچدی بیلمه دیم...
وجدانهای بیدار
انسانهای آزاده
در حالی که 200 روز از دستگیری سعید متین پور فعال حقوق بشر،روزنامه نگار و فعال حرکت ملی آذربایجان می گذرد وی کماکان در شرایط نامطلوب و در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد و بازداشت غیر قانونی وی همچنان ادامه دارد. متین پور در سالهای گذشته تلاش بسیاری در جهت بازتاب موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان داشته و به نظر می رسد که ادامه بازداشت وی در چنین شرایطی نشانگر عدم تحمل فعالینی است که در جهت بهبود شرایط حقوق بشر تلاش می نمایند.
سعید در 200 روز گذشته نه تنها از حق ملاقات محروم بوده بلکه حتی اجازه مکالمه تلفنی نیز به سختی به ایشان داده شده است لذا این مسئله بر میزان نگرانی ها در رابطه با سلامتی سعید نیز افزوده است.متاسفانه در این مدت علیرغم اعتراضات فعالان و سازمانهای مدافع حقوق بشر داخلی و بین المللی متاسفانه تاکنون تغییری در نحوه برخورد با ایشان و سایر زندانیان سیاسی آذربایجان به عمل نیامده است.
بنا به اظهار همسر ایشان خانم عطیه طاهری از بیش از یک ماه پیش سعید تنها برای یکبار با خانواده خود تماس گرفته و طی مکالمه کوتاهی خبر از انتقال مجدد خود از زندان اداره اطلاعات شهر زنجان به بند 209 زندان اوین داده است.این در حالیست که دستگاه امنیتی با نگهداری سعید در سلولهای انفرادی و قطع ارتباط وی با دنیای خارج از زندان که از مصادیق فشارهای روانی و شکنجه روحی تلقی می شوند آشکارا در حال نقض اصل 38 قانون اساسی می باشد.
همچنین علیرغم اینکه طبق بند 3 ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که داشتن وکیل در تمام مراحل تحقیقات اولیه را حق متهم می داند تاکنون سعید متین پور حتی از داشتن وکیل نیز محروم بوده است.
با توجه به وضعیت نگران کننده وی، "کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور"ضمن تاکید بر فعالیتهای مدنی سعید نسبت به ادامه بازداشت وی در وضعیت بلاتکلیفی و شرایط نامناسب هشدار می دهد.
کمیته با اعلام نگرانی از سلامتی سعید و با توجه به اینکه وی کماکان از حق ملاقات با وکیل و اعضای خانواده خود محروم است خواستار دیدار خانواده و وکیل وی در شرایط مناسب با ایشان می باشد.
کمیته لازم میداند مجددا تعهد دولت جمهوری اسلامی را نسبت به میثاق نامه های بین المللی حقوق بشر و قانون اساسی را یادآور گردیده و در این راستا بار دیگر به مسئولین قضایی و دستگاه امنیتی نسبت به نقض قوانین در رابطه با سعید متین پور و همچنین سایر زندانیان سیاسی آذربایجان هشدار می دهد.
"کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور" ادامه بازداشت سعید را فاقد وجاهت قانونی می داند و خواستار رسیدگی سریع،عادلانه و قانونی به پرونده وی می باشد.
19 آذرماه 1386 کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فقط یک شبانه روز می توان متهم را بدون تفهیم اتهام در زندان نگه داشت . این در حالی ست که همسرم سعید متین پور 200 - امین روز از انفرادی را همراه با شکنجه های سخت با هدف اعتراف به جرمی که مرتکب نشده است سپری می کند.
حاجی های طواف نکرده ، اصول قانون اساسی و نیز اصول انسانی و اخلاقی را یکجا در مورد سعید لگدمال کرده و می کنند .در سالهای اخیر این نوع برخورد با یک متهم عقیدتی وفعال حقوق بشری بی سابقه بوده است.
در عجبم که چرا صدایی به اعتراض بلند نمی شود ؟
متاسفانه جریانات روشن فکری و احزاب سیاسی در ایران از جنبش های هویت طلب از جمله جنبش های زنان ، اقوام ،کارگری و... چندین گام فاصله دارند . اگر حاکمیت اقتدارگرا مدام دموکراسی خواهی روشنفکران و سیاستمداران را بی بند وباری ترجمه می کند ، آنها نیز با همان انگیزه و منطق جنبش زنان را به ترویج چندشوهری وجنبش کارگران را به گرایشات مارکسیستی و جنبش اقوام را به تجزیه طلبی متهم می کنند .
ذهنیت مسموم و معیوب و نابالغ مدعیان اصلاح طلبی موجب شده تا در برابر عنیف ترین ظلم ها و حق کشی ها سکوت کرده و آب به آسیاب ناقضین حقوق بشر بریزند، دبیر کل پرطمطراق ترین حزب سیاسی کشور بی هیچ دغدغه ای نسبت به اوضاع نا بسامان و نگران کننده ی خیل روز افزون زندانیان سیاسی و عقیدتی و نقض گسترده و بی سابقه ی حقوق بشر ، شب و روز وضعیت صندوق های آرا را رصد می کند و جدی ترین سخنش عرق شرم بر جبین می نشانذ : " با هر موضع گیری احمدی نژاد ، بر آرا اصلاح طلبان اقزوده می شود ." بر خود نهیب می زنم که چه ساده دل بودیم آنگاه که سخنهایشان را باور کردیم و اعتمادمان را ارزانی شان !!؟
جامه با بیگانه دادی تا بروفد رخنه هاش ای تفو بر آن رفوگر رخنه ها صدگانه شد
اکثریت مدافعان حقوق بشر در ایران از حقوق افرادی دفاع می کنند که نمدی هم عایدشان شود ،اما دفاع از حقوق افراد منتسب به جنبش های هویت طلب که از قضا دفاع از حقوق بشر به معنای محض ان می باشد، در برنامه ی اکثریت مدافعان آزادی بیان و کلیت اصلاح طلبان مذبذب دارد .
برای چنین اقدام و عملی می بایست هم جنبش هویت طلبی را درک کرده باشی و هم به دفاع از حقوق بشر ایمان خالص و بی شیله پیله داشته باشی. وچه ناب ونایابند چنین افرادی در زمانه ای که انسان های بی گناه و پاک باخته ی بسیاری چون مریم حسین خواه ، جلوه جواهری ،منصور اصالو ،مددی،لیلا حیدری ، عبدالله عباسی ،بهروز صفری ، جلیل غنی لو ، علیرضا متین پور ، عباس لسانی و ... فقط به جرم پرداختن به ریشه ها در انفرادی های همراه با شکنجه های جسمی و روحی و روانی به سر می برند و به اجبار فیلم پر می کنند تا به جرم ناکرده اعتراف کنند آنها با تحمل بیشرمانه ترین ظلم ها و ستم ها در زندان و امثال عبدالله مومنی با دفاع خالص از حقوق بشر در بیرون از زندان ریشه های بی رمق درخت انسانیت را ابیاری می کنند تا شاید جانی دوباره بگیرد .
سلام و درود خداوند بر این پاک باختگان شیدا باد .
خدایا اکنون 200 روز است که همسرم سعید در انفرادی ست ، شکنجه می شود ، بی خوابی می کشد ،تحقیر می شود ، روی آفتاب را نمی بیند ، از او می خواهند جرم ناکرده را به گردن بگیرد ،فیلم پر کند و ... 200 روز است که از و بی خبرم نمی دانم چه بلایی به سرش می آورند نمی دانم از او چه می خواهند .
خدایا تو خود حافظ او باش و خدایا تو خود شاهد باش تنهایی و بی پناهی قومی را و بی تفاوتی و خواب زمستانی بی وجدانی های قومی دیگر را .
و من همچنان بر ایمان خود استوارم که :
"پرومته ی در زنجیر به همان دلیل که راز پیروزی اش را یافته از بند نیز رسته خواهد شد و جراحاتش درمان خواهد یافت "
ح.ر
عدم موفقیت دستگاه امنیتی در سرکوب حرکت ملی آذربایجان جنوبی و گسترش روزافزون این حرکت باعث گردیده است تا محافل امنیتی اقتدارگرایان در تدارک سناریوهایی جهت فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای بازداشت فعالین حرکت ملی به عنوان پیش قراولان حرکت و اعمال فشار بر آنها جهت اخذ اعترافات اجباری و در نهایت سرکوب حرکت ملی باشند.بازداشتهای زنجیره ای فعالین حرکت در ماههای اخیر و نگهداری طولانی مدت آنها در شرایط نامناسب حکایت از بازگشت صحنه گردانان قتلهای زنجیره ای و گردانندگان اطلاعات موازی در دولت و همچنین درستی این فرضیه را دارد.
حقیقت اینست که دستگاه امنیتی کشور حرکت ملی آذربایجان جنوبی را در شرایط خاص به دلایل گوناگون تهدیدی بالقوه برای حکومت می داند و به منظور جلوگیری از تحقق فرضیه هایی که آنها را سخت آزار می دهد به ناچار از هم اکنون درپی فراهم آوردن شرایطی مناسب جهت کنترل و سرکوب حرکت ملی است که بازداشتهای زنجیره ای اخیر نیز در همین راستا می باشد.
البته جدا از عدم درک صحیح واقعیتهای موجود در آذربایجان و در نتیجه عملکرد توام با اشتباه دستگاه امنیتی در مواجه با این واقعیتها معتقد هستم که جمهوری اسلامی برای بقا در آینده نزدیک ناچار خواهد بود روشهای منطقی و عاقلانه تری را در رابطه با خواستهای فعالین سیاسی آذربایجان در پیش بگیرد.چرا که اتخاذ هر گونه سیاست خشن و غیر عقلانی ، جدایی عاطفی و حس تنفر نسبت به حکومت را در بین ملت آذربایجان به دنبال خواهد داشت.
اما با در نظر گرفتن ادامه روند کنونی و سلطه دیدگاه احمدی نژاد در تصمیم گیری ها و ادامه سیاست های فعلی باید در انتظار دستگیری های گسترده تر نیز باشیم.به همین علت در شرایط حاظر لزوم دفاع همه جانبه از زندانیان سیاسی آذربایجان بیش از هر زمان دیگری حس می شود.اهمیت مسئله چنانکه اشاره شد در این است که یکی از مهم ترین هدفها از بازداشتهای اخیر زمینه سازی برای بازداشتهای بعدی میباشد.
به باور من سکوت و عقب نشینی و انفعال اخیر فعالین حرکت ملی بستر لازم را برای عملی نمودن خواستهای دستگاه امنیتی دولت احمدی نژاد فراهم خواهد آورد و در چنین شرایطی ضربات جبران ناپذیری بر پیکر حرکت ملی وارد خواهد آمد.در این میان ضعف تشکیلاتی و ناتوانی در سازماندهی حرکت ،فعالیت تبعیض آمیز برخی از فعالین حقوق بشر آذربایجانی و همچنین عدم حمایت سازمانها و فعالین حقوق بشر غیر آذربایجانی در کنار ناتوانی در رسانه ای کردن وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان خود عوامل دیگری خواهند بود برای میل هر چه بیشتر دستگاه امنیتی برای ادامه دستگیری ها و در نهایت کنترل و سرکوب حرکت....
آنچه معتقد به آن هستم اینست که درشرایط موجود در صورت اتخاذ سیاستهای اصولی و منطقی از سوی فعالین نه تنها از تضعیف حرکت جلوگیری به عمل خواهد آمد بلکه وضعیت کنونی به نوعی می تواند موجبات تقویت آن را نیز به دنبال داشته باشد. تغییر رفتار برخی از فعالینی که تنها نقش آنها انتقاد و در برخی موارد تخریب دیگران می باشد و همچنین جلوگیری از قطب بندی های بیش از حد داخلی در کوتاه مدت یکپارچگی و طراوت را به حرکت ملی باز خواهد گرداند.امری که حکومت به واقع از آن وحشت دارد.
زمانی که حکومت با به نمایش درآوردن اقتدار خود همفکران ما را برای ماهها در سلولهای انفرادی نگهداری و مورد شکنجه قرار می دهد حرکتهای غیر منطقی دوستان ما به بهانه تبلیغ و تقویت تشکیلاتهای جدید- که فسلفه تشکیل آنها مخالفت با تشکیلات یا گروههای دیگر است- آن هم با تخریب و منزوی کردن دیگران تنها نشانگر ناپختگی سیاسی،منیت و خودخواهی و همچنین عدم صداقت و جسارت آنها است. این در حالیست که حکومت تا كنون نشان داده است كه از سكوت و خاموشي و اختلاف منتقدين و مخالفان خود در حرکت ملی ، بهره جسته و به صفوف مقدم مقاومت و مبارزه هجوم برده و در دراز مدت آن را می شکند امری که در حال حاظر به وضوح شاهد آن هستیم.
به هر حال در وضعیت کنونی که زندانیان سیاسی آذربایجان بیش از هر زمان دیگری نیاز به حمایت و پشتیبانی ما دارند ضروری است با وجود آوردن فضایی سالم فارغ از دعواها و رقابتهای گروهی در داخل حرکت ،زمینه این امر را فراهم آوریم و به صورت یکپارچه از آنها دفاع نموده و دستگاه استبداد را در رسیدن به اهداف خود ناکام بگذاریم وگرنه باید منتظر روزهای سخت برای خود و حرکت ملی باشیم.
ائلناز انصاری http://elenazi.blogfa.com
تو کجایی با آن دست ها و صدای دلنشین ات هم ایل و تبار! چه می دانم در کدام دیوار و پشت کدام میله نگاه ات داشته اند تا به ناحق بگویی جاسوسی کدام ناحق تر کرده ای. دویست روزی گذشته از آب شبی که خانه ات، که کتاب هایت که تا اتاق خواب ات را گشتند و تو را بردند. دویست روزی گذشته از آخرین نگاه پر گریه و ایمان چشم های تو و عطیه.
حالا نمی دانم کدام دست نااهل "برایزنر" را انتخاب کرد تا بپیچد در خانه. هنوز مست نقاشی "سفید" بودم که "رکوئیم برای دوستم" را پیچاندی در گوش خانه ای که حالا بی تو دوست اش ندارم. در آن آشپزخانه که دیوارهایش در عطر غذاهای عطیه می رقصید و به بوی "سوسیس بلغاری" هایی که تو می سوزاندی ناله می کرد.
دلم برایت تنگ شده ترک آشنای من. دلم برای خنده ها و ریسه هایت، برای خاطراتی که مال نسل پدرم بود و نمی دانم توی سرتق از کجا حفظ اش کرده بودی. دلم برای شرمندگی ام در برابر تو تنگ شده. شرمنده ام سعید که در بیکاری های بی پایان ات رفیق نبودم. شرمنده ام که نبودن ات را دلداری ندادم به عطیه ات. شرمنده ام برادر. شرمنده م رفیق نازنین! شرمنده ام که آمدم در این خراب شده ای که اگر پله های خانه ام را بیایم پایین و روی برد احظاریه الصاقی را ببینم، همه می فهمند که مرکز نشینیم و تو 200 روز می گذرد از جاسوس شدندت، می دانیم شکنجه شده ای، می دانیم جاسوس نیستی و برای تکرار نام ات هم کاری نمی توانیم ... به زیبایی ناب موسیقی برایزنر و عالیم و قلی اف و جازیزا، به مهربانی جاری خانه ات، به خون رگ های قبیله مان ببخش.
ای کاش عدالتی/ عدالتی/ در کار/ در کار/ عدالتی/ عدالتی/ عدالتی
سازمانهای توسعه حقوق بشر در سراسر جهان هم اکنون گامهای مهمی را برای به رسمیت شناختن و حمایت از مدافعان حقوق بشری بر می دارند.
روز دوشنبه ۱۹ نوامبر۲۰۰۷در دوبلین پایتخت ایرلند کمپینی با شعار “Protect One, Empower a Thousand” از یک نفر دفاع کن به هزاران نفر نیرو بده" با همکاری فرانت لاین، مرکز بین المللی دفاع از مدافعان حقوق بشر و فروشگاههای بین المللی بادی شاپ (Body Shop) آغاز به کار کرد.
سازمان «فرانت لاین» به این کمپین دست زده است تا به آزار و اذیت مدافعان حقوق بشری در سرتا سر جهان پایان داده شود.
سخنران گشایش کمپین سناتور دیوید نوریس Senator David Norris اشاره می کند به اینکه چگونه مدافعین حقوق بشر روزانه زندگی خود را به خطر می اندازند تا از حقوق دیگران دفاع بکنند.
برای این کمپین بطور نمادین نام دوازده مدافع حقوق بشر از سراسر جهان انتخاب شده است که از آن میان برای شش نفر از ۵ کشور مختلف کارت پستالی همراه با عکس آنها چاپ شده است.
در کیوسکهای جایگزاری شده فروشگاههای زنجیره ای بادی شاپ کارت پستال مدافعین حقوق بشر انتخاب شده از کشورهای هوندراس، ازبکستان، صربستان، پاپوآ غربی، ایران و جمهوری کنگو قرار داده می شود، تا مشتری های بادی شاپ در تمام جزیره ایرلند ضمن حمایت خود از فعالان حقوق بشری از مراجع مرتبط بخواهند که بلافاصله به آزار و اذیت این فعالین پایان دهند.
در پایان این کمپین پست کارت ها توسط فرانت لاین جمع آوری شده و به مسئولین کشور مربوطه تحویل داده خواهند شد.
شش نفری که کارت پستال برای آنها تهیه شده است عبارتند از:ازبکستان خانم Mutabar Tadjibaeva، مدافع حقوق زن، جمهوری کنگو Justine Masika Bihamba مدافع حقوق بشر ، صربستان Bijana KovacevicVuco مدافع خستگی ناپذیر حقوق بشری که در افشا کردن جنایتکاران جنگی در صرب و محاکمه آنها تلاش فراوانی کرده است ، پاپوآ غربیYan Christian Warinussyمحقق حقوق بشری و از ایران صالح کامرانی ، سعید متین پور.
وکیل صالح کامرانی و روزنامه نگار سعید متین پور در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر میبرند. این دو از مدافعان حقوق آذربایجانیها در ایران هستند.
صالح کامرانی در ۱۸ آگوست ۲۰۰۷ دستگیر شده است.ماموران هنگام بازداشت کامپیوتر و وسایل شخص ایشان را نیز ضبط کرده اند.وی از ۲۱ ام آگوست هیچ ارتباطی با خانواده و وکیل نداشته است.
سعید متین پور در ۲۵ می ۲۰۰۷ در شمالغربی ایران در شهر زنجان دستگیر شده و شدیدا" مورد شکنجه و آزار قرار گرفته است.
کامرانی و متین پور هر دو بدون تفهیم اتهام، برگزاری دادگاه و دسترسی به وکیل در رندان نگهداری می شوند.
http://www.frontlinedefenders.org/node/1220
http://www.frontlinedefenders.org/thebodyshop
http://frontlinedefenders.org/node/1243
کمپین برای آزادی دو فعال حقوق بشر آذربایجانی
برای دفاع از مدافعان حقوق بشر آقایان صالح کامرانی و سعید متین پور طومار تهیه شده توسط"Body shop and Front Line"را با وارد نمودن آدرس پست الکترونیک خود امضا نمایید
اینجا کلیک کنید
تشریح موارد نقض حقوق شهروندی سعید متین پور فعال بازداشت شده حقوق اقوام در زنجان
ادوارنیوز: گویا سیر بازداشتهای خودسرانه و غیرقانونی رو به فزونی گرفته است. در فاصلهیی که از زندانی شدن عمادالدین باقی رئیس انجمن حمایت از حقوق زندانیان میگذرد، سهراب رزاقی استاد دانشگاه و مدیر موسسه کنشگران، علی عزیزی و علی نیکونسبتی دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و پدرام رفعتی از فعالان دانشجویی به بازداشتگاه روانه شدهاند.
«کمیته تلاش برای آزادی بازداشتشدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی» با تاکید بر تامین حقوق اساسی این بازداشتشدگان نسبت به بازداشت معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در روز پنجشنبه سوم آبان و پس از بازداشت پدرش علی منصوری در اوایل شهریورماه صورت گرفته است، ابراز نگرانی کرده و ارائه دلایل قانونی درخصوص چرایی این بازداشت از طرف مراجع قضایی را خواستار است.
همچنین بازداشت خانم مهین صارمی که در تاریخ سیزدهم آبانماه صورت گرفته باعث نگرانی است. وی همسر علی صارمی است که در شهریورماه و بعد از مراسم خاوران بازداشت شده است. اما در این میان شرایط نگهداری سعدی متینپور از فعالان دفاع از حقوق اقوام در زنجان که هماکنون در زندان بهسر میبرد نیز قابل تامل است. سعید متینپور فارغالتحصیل لیسانس فلسفه از دانشگاه تهران از ساعت ۲۲:٣۵ نیمهشب ۴/ ٣/٨۶ در خیابان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده، پس از آن منزل او و پدرش توسط چهار مامور لباس شخصی تا ساعت ۵ بامداد مورد بازرسی قرار میگیرد. از جمله اقلام خارج شده از منزل ایشان دهها جلد کتاب، نوار کاست - همگی مجوز چاپ از وزارت ارشاد داشتهاند - یک جلد قرآن چاپ کردچی، شناسنامه، پاسپورت، کارت پایان خدمت است که هیچ یک از این اشیای خارج شده از منزل شماره گذاری نشده تا لیست دقیقی از آنها ارائه شود. تا مدت بیش از دو ماه هیچ اطلاعی از محل نگهداری وی در دست نبوده، در این مدت سعید چند بار تماسهای ثانیهیی کوتاه مدت داشته که میگفته حالم خوب است.
پس از دو و نیم ماه تنها خبر
از وضعیت وی این بوده که سعید به بند ۲۰۹ اوین منتقل شده است. در همین ایام از طرف اطلاعات زنجان، با پدر و مادر سعید تماس گرفته و میگویند وقت ملاقات دارند اما همسرش نمیتواند در این ملاقات شرکت کند. پدر و مادر سعید وی را در حضور یک مامور به مدت چند دقیقه (حدود ۱۰ دقیقه) در وضعیت بسیار نامناسبی ملاقات میکنند، پس از آن به مدت نزدیک یک ساعت از طرف مامور دیگری که خود را بازجو معرفی کرده بود پیامهای تهدید آمیز میشنوند، وی گفته بود که هرکس از حال پسرتان پرسید حق ندارید بگوئید حالش چگونه بود، فقط میگوئید حالش خوب بود و به همسرش نیز بگوئید که کاری نکند از زندگی ساقطش کنیم.
پس از این مدت سعید دوباره به بازداشتگاه اطلاعات زنجان منتقل شد ه و دور دوم بازجوییها در زنجان شروع میشود. پس از آن یک وقت ملاقات دادند که سعید به نشانه ی اعتراض به وضعیت نامشخص و نا مناسب خود از شرکت در این ملاقات خودداری کرد.
پس از دومین دوره ی بازجویی سعید به مدت یک ماه به حال خود رها میشود که این را طی تماسهای تلفنی میگفته است. اما روز ۷/٨/٨۶ بعد از ۲۵ روز بیخبری سعید طی تماسی گفته است که دور سوم بازجوییها در اطلاعات زنجان شروع شده است.
در ضمن روز پنج شنبه ۹/٨/٨۶ دادستان زنجان اظهار داشته که شنبه ۱۱/٨/٨۶ پنج نفری که طی چند ماه گذشته بازداشت شدهاند از جمله سعید آزاد خواهند شد و خانوادهها باید راس ساعت ۱۱ شنبه در دادسرا حضور داشته باشند، که شنبه ساعت ۱۱ خانوادهها به دادسرا مراجعه میکنند، نزدیک ساعت ۱ بعد از ظهر منشی دادستان گفتند دادستان میگویند پرونده ی سعید و بقیه بازداشت شدگان به دست ما نرسیده است. این آخرین خبری است که از این پرونده در دست است.
«کمیته تلاش برای آزادی بازداشتشدگان خودسرانه سیاسی و عقیدتی» با ابراز خوشحالی از آزادی آقای هادی قابل عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، بهنام سپهرمند، مازیار سمیعی و آرمان صداقتی همه فعال دانشجویی بار دیگر بر ضرورت تامین حقوق اساسی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی تاکید کرده و خواهان توجه فوری مقامات قضایی به پروندههای مربوطه در سراسر کشور بهخصوص موارد زیر است:
- عمادالدین باقی فعال حقوق بشر
- پرونده سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری که هماینک در مرحله تجدیدنظر نیز قرار دارد.
- روناک صفارزاده فعال ۲۱ ساله حقوق زنان در سنندج
- منصور اسالو و ابراهیم مددی رئیس و نائبرئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی
- لیلا حیدری، بهروز صفری، جلیل غنیلو، رضا متینپور از فعالان دفاع از حقوق اقوام در زنجان
- هوشنگ مظاهری نویسنده اهل اصفهان
- خانم هانا عبدی از فعالان حقوق زن در سنندج
- بازداشتشدگان انجمن قرآن در سنندج
- بازداشتشدگان دراویش بروجرد
- بازداشتشدگان در کردستان
۲۲ آبان ۱٣٨۶