
Linkdump
Archives
Links
۴۳ روز می گذرد و من هیچ لحظه ای بدون سعید نبوده ام . به او ایمان دارم و هر لحظه در ایمان قلبی ام به او استوارتر می شوم .
به او که پشت هیچ کس سنگر نگرفته ، نقاب هیچ فلسفه ای را به چهره نزده ، کسی را به اوج نبرده تا کسی دیگر را بر زمین نکوبد ، از بسیاری لذت ها چشم پوشیده تا گوهر انسانیت به دست او لکه دار نشود ، تمامی تلاشش بر این بوده که خودش باشد و خودش .در مسیر عملی کردن باورهای خود کوچکترین عمل خشونت آمیز و غیر قانونی را مرتکب نشده است .
در خرداد ماه ۸۵ همه شاهد بودند که چگونه خود را به خطر افکند تا حرکت به خشونت نیانجامد . سخنرانی در میان آن جمع برای سعید سراپا خطر بود و او کاملا آگاه از این خطر ، ولی چون انسان در باورهای او اصالت دارد این خطر را پذیرفت .
او نه به پز روشنفکری قناعت کرده که زحمات فلاسفه و روشنفکران دنیا را نشخوار کند ونه عملگر بی علمی است که چشم به دهان دیگران دوخته باشد و مهم تر از همه ی اینها به باورهایش ایمان دارد .
همه ی این ویژگی های انسانی دست در دست هم داده اند تا سعید به یک مجرم تبدیل شده و بی محاکمه زندانی شود . من در اعماق قلبم آرامم چون هیچ قادر زمینی را توانایی آن نیست که ایمان را به زنجیر کشد و این ناتوانی آرامش آنها را تا ابد سلب خواهد کرد.
" پرومته ی در زنجیر ، به همان جهت که راز پیروزی خود را یافته است ، از بند نیز رسته خواهد شد و جراحاتش درمان خواهد یافت ."
عطیه