تبليغاتX
 

 .: کمیته تلاش برای آزادی سعید متین پور :.

برای هم قوم
جمعه دوم آذر 1386

ائلناز انصاری                     http://elenazi.blogfa.com

 

تو کجایی با آن دست ها و صدای دلنشین ات هم ایل و تبار! چه می دانم در کدام دیوار و پشت کدام میله نگاه ات داشته اند تا به ناحق بگویی جاسوسی کدام ناحق تر کرده ای. دویست روزی گذشته از آب شبی که خانه ات، که کتاب هایت که تا اتاق خواب ات را گشتند و تو را بردند. دویست روزی گذشته از آخرین نگاه پر گریه و ایمان چشم های تو و عطیه.

حالا نمی دانم کدام دست نااهل "برایزنر" را انتخاب کرد تا بپیچد در خانه. هنوز مست نقاشی "سفید" بودم که "رکوئیم برای دوستم" را پیچاندی در گوش خانه ای که حالا بی تو دوست اش ندارم. در آن آشپزخانه که دیوارهایش در عطر غذاهای عطیه می رقصید و به بوی "سوسیس بلغاری" هایی که تو می سوزاندی ناله می کرد.

دلم برایت تنگ شده ترک آشنای من. دلم برای خنده ها و ریسه هایت، برای خاطراتی که مال نسل پدرم بود و نمی دانم توی سرتق از کجا حفظ اش کرده بودی. دلم برای شرمندگی ام در برابر تو تنگ شده. شرمنده ام سعید که در بیکاری های بی پایان ات رفیق نبودم. شرمنده ام که نبودن ات را دلداری ندادم به عطیه ات. شرمنده ام برادر. شرمنده م رفیق نازنین! شرمنده ام که آمدم در این خراب شده ای که اگر پله های خانه ام را بیایم پایین و روی برد احظاریه الصاقی را ببینم، همه می فهمند که مرکز نشینیم و تو 200 روز می گذرد از جاسوس شدندت، می دانیم شکنجه شده ای، می دانیم جاسوس نیستی و برای تکرار نام ات هم کاری نمی توانیم ... به زیبایی ناب موسیقی برایزنر و عالیم و قلی اف و جازیزا، به مهربانی جاری خانه ات، به خون رگ های قبیله مان ببخش.

ای کاش عدالتی/ عدالتی/ در کار/ در کار/ عدالتی/ عدالتی/ عدالتی